سيد محمد كمره اى
55
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بعد چايى خورده عصر بيرون رفته ، دو كاغذ كمره و كرمانشاه را پستخانه داده و حجره حاج على آقاى اسكوئى به جهت گرفتن برات رفته ، باز عذر آورده ؛ فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ « 1 » . بعد حجره شاهرودى رفته او هم نبود . از آقا شيخ اسد الله پدر ( حالش خراب و خيال قلندرى را در ايام عيد دارد ) احوالپرسى نموده ، حاج عزيز الله عطار را هم ديده قدرى صحبت ، بعد دكان ميرزا عباسقلى خان رفته چيت را گرفته آقا اكبر آقا هم اظهار داشت كه سردار اسعد به فرخى گفته سيصد تومان حق مأمور و فوق العاده را اگر آقا كه پنجهزار تومان پول گرفته بايد بدهد . بعد قرار شد روز جمعه بيايد منزل ، او را نزد سردار جنگ برده توصيه او را بنمايم . بعد منزل ايشان رفتم . آقا ميرزا عباسقلى خان هم بيايد . ناهار خورده بعد به منزل فرخى برويم . بعد مقارن غروب آمده آقا كربلايى محمد ولى عطار اظهار داشت كه آقا شيخ محمد تقى مطالبه مىكرد . گفتم از صارم همايون خبر رسيد كه حالا كه آقا شيخ متغير است هرچه مىخواهد معين كنيد . حالا چه به او بايد داد ؟ گفت همه حق الوكالهاش . گفتم چون وجه صارم همايون نگرفته خوب است نصفه به او داده شود . شما ملاقاتش نمائيد . بعد نيم از شب به خانه آمده ، استاد نجار كارش تمام شده ، اجرت او را داده تلگرافى از ملاير ، ناظم العلماء به توسط من به وزارت داخله رسيد . شام هم بقيه چلو فسنجان ناهار را خورده خوابيديم . دوشنبه 13 جمادى الاولى . - صبح بعد از چايى عمله باغچه آمده ، من هم بيرون و مشغول تماشا شده . كربلايى ميرزا آقاى عراقى آمده اظهار داشت به امير جنگ حاكم عراق توصيه يك نفر را كه دلال عراق است و عمل رئيس نظميه كه ميرزا ابراهيم سارق را شبانه به بازار آورده و به اسم فرار او را تيرباران ، براى اينكه اموال مسروقه از ميان برود . من هم نوشتم . بعد سعيد السلطان ترك كه لقبش را نمىدانم از طرف جنرال حمزه آمد كه سؤالات از مشهدى ميرزا آقا نمايد ، نشانش دادم كه همين شخص است . بعد مرآت السلطان آمد . آنها رفتند . مرآت معرفى سعيد السلطان را نمود كه آدم مرتشى و در عدليه بود ، در قضيه لسان الدوله و كتابهاى سرقتى كار را خراب نمود .
--> ( 1 ) . سوره ماعون ، آيه 4 .